|
تو که رفتی آب از آب تکان نخورد نه بال خوابهای شبانه ترک برداشت نه خیال روشن پگاه در رخوت نمناک غروب گم شد و نه آشیانه ای بی اندیشه پرواز پوسید ! تو که رفتی همه چیز رو به راه بود آسمان مثل همیشه زمین زنده تر از تمام دیروزها ! تو که رفتی آب از آب تکان نخورد تنها من تمام شدم ! + نوشته شده در پنجشنبه یازدهم تیر 1388 9:56 توسط ياسمن |
سلام سلام سلام به همه دوستای گلم عید همه تون مبارک باشه . امیدوارم توی این سال نو خدای مهربون خواسته هایی رو که ته ته دلتون مونده اجابت کنه. امیدوارم امسال سال رسیدن به آرزوهای طلائی یک یک شما دوستان عزیز و با محبتم باشه . آآآآآآآآآآآآآآآآآآآآآآآآآآآآآآآ مممممممییییییییییییییییییییین و اما دوستای عزیزم ، بازم آرزومند آرزوهای قشنگتون هستم . + نوشته شده در پنجشنبه ششم فروردین 1388 14:18 توسط ياسمن |
خدایا ! *سالی به زیبایی بهار داشته باشی، بهترین!* + نوشته شده در پنجشنبه ششم فروردین 1388 14:1 توسط ياسمن |
جهان غصه ما را نمی خورد اما من به خاطر تو از کار می افتم تا خانه نشین رؤیاهای تو شوم من اگر تباه تو شوم + نوشته شده در سه شنبه هشتم بهمن 1387 7:40 توسط ياسمن |
مثل نامه ای ولی من تلاش می کنم بگیرمت آفتاب را نمی شود شکل نوری و شبیه باد شعر از شاعر عزیز / عرفان نظر آهاری + نوشته شده در پنجشنبه بیست و ششم دی 1387 10:27 توسط ياسمن |
راز راه ، رفتن است شعر از : شاعر عزیر / عرفان نظرآهاری + نوشته شده در دوشنبه بیست و سوم دی 1387 11:10 توسط ياسمن |
سلام دوستای خوب وبلاگی من خوب و خوش و سرحال هستید ؟ امیدوارم در این ایام سوگواری تونسته باشید ذره ای از ارادت و اصالت خودتون رو به سرور و سالار شهیدان ادا کرده باشید. راستی بچه ها ، راست و حسینی بگید ببینم صحنه عاشورا رو چه جوری دید ؟ البته من با شیک پوشی کاملاً موافقم ، ولی خب ، به تناسب تیپم با جائی که باید برم هم اهمیت میدم . یه چیز دیگه هم هست : من همیشه سعی میکنم بطن قضیه رو ببینم ؛ شاید این آقا پسرها و دخترخانوما ارادتمند امام حسین ( ع ) هم باشند . ولی به نظر شما خوب نیست یه کم شئونات رو هم در نظر داشته باشند ؟ ! + نوشته شده در شنبه بیست و یکم دی 1387 11:35 توسط ياسمن |
خدایا ! مددی کن . آه خدایا ! چرا اینهمه ظلم و ستم . خدایا ! امروز غزه ، سرای ما هم هست . بوی باروت به مشام ما هم می رسد.دستهای ما نیز سنگینی جسدها را احساس می کنند. خواب ما را هم فریادهای مظلومانه کودکان، شیون دردمند مادران و ناله های پدران داغدیده آشفته می کند . هرچند شاید نتوانیم دینمان را در حق آن ستمدیدگان ادا کنیم . خدایا ! مددی تا ریشه این استکبار کنده شود و آرامشی آبی زیتونهای سبز را فرا گیرد و پرچم پیروزی در این دیار رنجدیده و مظلوم به اهتزاز درآید . ( آمین ) + نوشته شده در شنبه چهاردهم دی 1387 8:46 توسط ياسمن |
عادت
یا بهترین خدمتکار ماست یا بدترین اربابمان ! « ناتیل امونز » دوستای خوبم ، در مورد این جمله خوب فکر کنید . به نکته های جالبی خواهید رسید که خیلی به دردتون می خوره . + نوشته شده در چهارشنبه یازدهم دی 1387 16:26 توسط ياسمن |
به نظر شما شرط صداقت توی یه رابطه چیه ؟ یعنی چه جوری میشه یه رابطه صادقانه داشت ؟ دوست دارم نظرات مون رو توی این زمینه به هم بگیم تا بتونیم به یه رابطه مطلوب و ایده آل برسیم . پیشاپیش از همفکری و مشارکت شما تشکر می کنم . + نوشته شده در چهارشنبه یازدهم دی 1387 7:31 توسط ياسمن |
بچه های خوب سلام ، احوال شما دوستای خوبم . اول از همه اینکه شرمنده روی ماه همه تون هستم . اونم خیلی زیاد راستش توی این مدت حرفای زیادی ته دلم مونده که حس می کنم می تونم به شما بگم . به شما که هم جنس دلتنگی های من هستید . به شما که خستگی قلم و سنگینی قدم رو تجربه کرده اید . به شما که می دونم هر کدومتون توی کوچه پس کوچه های تنهایی قدم زده اید و سردی لحظه های فراق رو چشیدید. من همیشه به این فکر می کنم که چرا آدما اینهمه سنگ میشن ؟ چرا یادشون میره که هستی یعنی عشق، یعنی مهربونی ؟ ! بارها منم به خودم قول دادم که بشم یکی از اون آدما . آه ! خدایا ، هوای دلهای عاشق رو داشته باش. خدا جونم هیچ وقت دلهای عاشق رو تنها نذار . + نوشته شده در سه شنبه دهم دی 1387 14:43 توسط ياسمن |
زير گنبد كبود *** *** *** *** ( شعر از شاعر عزيز عرفان نظر آهاري در كتاب : چاي با طعم خدا ) + نوشته شده در جمعه پنجم مهر 1387 2:0 توسط ياسمن |
دوستای عزیزم سلام دوستای خوبم ٬ گفته بودم توی وبلاگم مطالب روانشناسی هم می نویسم . واسه شروع مطلب حالبی از استاد شیوانا ( پیر معرفت ) رو واستون می نویسم . امیدوارم خوشتون بیاد . عده ای هنرپیشه در میدان شهر نمایشی ترتیب داده بودند و در آن دعوا و نبرد بین عده ای انسان شرور و انسان خوب را به نمایش گذاشته بودند. در پایان نمایش٬ آدم خوب ها بر افراد بد و خبیث پیروز شدند و نمایش به اتمام رسید. یکی از شاگردان که تحت تأثیر نمایش قرار گرفته بود در حضور بقیه شاگردان هیجان زده خطاب به شیوانا گفت: استاد! دیدید چقدر زیبا آدم های خوب بر انسان های بد پیروز شدند؟ این جور نمایش ها انسان را واقع بین می سازد. شیوانا تبسمی کرد و گفت : اما حقیقت تلخ این است که در زندگی واقعی خوب ها همیشه پیروز نخواهند شد و همیشه کسی که تدبیر ٬ ذکاوت و هوش بیشتری دارد پیروز میدان است. اگر این حقیقت تلخ را باور نداشته باشی هرگز نمی توانی انسان واقع بینی باشی ! + نوشته شده در چهارشنبه سوم مهر 1387 9:3 توسط ياسمن |
اين روزا يه جور ديگه است . انگار همه عاشق ترند. انگار خونه ها چنديــن و چند پله به آسمون نزديكتر شده اند. انگار پنجره ها همه و همه رو به لبخـند خدا گشــــوده شده اند. اين روزا حس مي كني بيشتر از هميشه ميشه با خدا حرف زد. + نوشته شده در چهارشنبه بیستم شهریور 1387 8:46 توسط ياسمن |
و اما دوستاي خوبم من سعي كردم وبلاگم توي يه مسير ثابت و يكنواخت نباشه . مي خوام از هر دري حرف بزنيم . واسه مثال من خودم عاشق مطالب روانشناسي هستم . دوست دارم قسمتي از نوشته هام توي اين زمينه باشه . با هم در مورد مسائل مختلف حرف بزنيم و نظرات همديگه رو بدونيم . شايد بشه از اين طريق مسائل هم رو حل كنيم كه اين بهترين اتفاقيه كه ممكنه رخ بده . من واسه وبلاگم قسمتي رو به عنوان سئوال هفته در نظر گرفته ام؛ بدين صورت كه هر هفته سئوالي رو مطرح مي كنم و جوابهاي مختلف رو با هم مشاهده مي كنيم . مطمئن باشيم نتيجه حالبي ميده . خلاصه اينكه دوست دارم قلمم رنگارنگ باشه تا حوصله مون سر نره و از همديگه چيزهاي زيادي رو ياد بگيريم . راستي من به عكاسي علاقه زيادي دارم . واسه همين قسمتي رو اختصاص ميدم به عكس برگزيده هفته كه كار خودمه . اينم توضيحاتي در مورد وبلاگ نويسي من . بي صبرانه منتظر نظرات ارزنده شما خوبان هستم . با تمام عشق + نوشته شده در چهارشنبه سیزدهم شهریور 1387 10:37 توسط ياسمن |
از جداري از دري بايد گذشت دوستاي خوبم سلام + نوشته شده در چهارشنبه سیزدهم شهریور 1387 9:11 توسط ياسمن |
|
| ||||||